السيد محمد حسين الطهراني
168
الله شناسى (فارسى)
كامياب مىكند ، از بيرون آمدن و شكافتن همان يكدانه مشاهده نمىكرديم ، محال مىنمود كه باورمان بيايد كه اين درخت همان يك دانهء تخم است . نطفهء انسان كه در حقيقت همان يك ذرّهاى است كه ديدن آن با چشم غير مسلّح مستحيل است ، چطور اطوارى را در رَحِم مىگذراند و مراحلى را پشت سر مىنهد تا به شرف فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ « 1 » دربارهء او مشرّف مىشود ، و سپس به اين جهان قدم مىگذارد و انسانى عاقل و برومند و عالم مىگردد . همينطور انسان در مراحل كمال خود از اين دنيا به سراى تجرّد و نور و اطلاق ، به همين منوال است . آن انسان ملكوتى و جبروتى و لاهوتى در به دو امر همين انسان ناسوتى بوده است نه غير آن ، امّا در اثر ترقّى و تكاملى كه براى وى رخ داده است ، در اثر حُسنِ اختيار و ارادهء خود ؛ در طىّ مدارج و معارج كمال و از دست دادن انانيّت پوچ و اعتبارى خويشتن متحقّق به مرتبهء عبوديّت محضهء خود مىشود كه مساوق است با ربوبيّت محضهء خداى خويشتن . طىّ قوس صعود ، انسان را به بهشت فعليّت و ظهور اعمال مىرساند بنابراين ، آدم بواسطهء خروج از بهشت نخستين پيش از دنيا و آمدنش در اين دنيا ضررى نكرد ، بلكه همهاش منفعت بود . منفعت در منفعت با ضريب بىنهايت اگر بالا رود ، نتيجه منفعت لا يتناهى خواهد شد . و اين نفع بيشمار وى را سوق مىدهد به بهشت دوّمين كه بهشت فعليّت و بروز و ظهور اعمال و ملكات و عقائد و حقائق اوست . بيا و بنشين و تماشا كن كه چه خبر است ؟ ! در طىّ قوس نزولى ، انسان همهاش مراحل استعداد و قابليّت را در خود مىگذراند و ذخيره مىنمايد ؛ امّا در طىّ قوس صعودى كه رجعت او از اين نقطهء
--> ( 1 ) ذيل آيه 14 ، از سورهء 23 : المؤمنون